سید جمال الدین مجد

سید جمال الدین مجد در دماوند از شهرت زیادی برخوردار بود. شنیدم که یکی از اقوامم به شدت بیمار بود و با خوردن آبی که او بر رویش دعا خوانده بود شفا یافت. از اخلاق و ساده زیستی او بسیار شنیدم. هنگام انقلاب او مردم را به عدم شرکت در تظاهرات و آرام گرفتن دعوت می کرد. گفتند شبانه تعدادی از جوانان به حیاطش لباس زنانه پرتاب کردند‌.

چند سالی است که فهمیدم برای اصلاح امور نیازی به حماسه نیست آرام آرام از خودمان شروع کنیم فکر کنیم چه میخواهیم نمه نمه محیط را اطرافیان را با خواسته هایمان که با خودسازی به حق هم شده همراه کنیم.

شاه را به کمک بیگانه بیرون کردیم عراق که قبلا هم با ما مشکل داشت و شاه مهارش می کرد بعد از انقلاب به ما حمله کرد ۸ سال جنگ با این جنگ عراق ضعیف شد آمریکا به عراق حمله کرد و بعد عراق شد پر از آشوب و پشت سرش داعش.

الان هم مردمیکه شاه را بیرون کردند میخواهند پسرش را بیاورند. در حالیکه دور تا دور مامنتظر ضعف کشور و حمله هستند. اسرائیل، ترکیه، آذربایجان و خود ......... آمریکا.

چه .‌‌‌‌‌......‌‌‌‌‌‌............... حما.........قتی.

لا اقل یک شاه جدید پیدا کنید‌. همان ‌‌‌‌....‌‌‌‌‌....... پهلوی.

اقتصاد سیاسی ایران

حماقت حد و حساب ندارد. نمیدانم کتاب اقتصاد سیاسی ایران نوشته همایون کاتوزیان را خواندید یا نه. این کتاب با نگاه نقادانه به عصر پهلوی نگاه می کند. در سیاهه های کتاب نقد است و به حق است اما در نانوشته روح کتاب نوعی وطن دوستی پدر و پسر موج می زند. پسر در اواخر دورانش خوب بازی دنیا را آموخته بود تازه وقت برگ و بار دادن بود می خواست به استعمارگران نه بگوید پس با کاهش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ مخالفت کرد. استکبار نمی توانست او را تحمل کند عربده کشید ما مردم ایران نیز عربده کشیدیم. او بیمار بود سرطان لنفوم داشت شاید همان موقع فرشته ی مرگ را نزدیکتر از عربده کشان به خود میدید. او را بیرون کردیم نه بیرون کردند و ما دیو چو بیرون رود خواندیم ذوق کردیم دیو استکبار هم که الان با وقاحت می گوید ما به فلان کشور نیاز داریم، با ما ذوق می کرد و بشکن میزد. حتی اجازه ندادیم در خاک خودش دفن شود.

ما مردمان کور و نابلدی بودیم.

از چت جی بی تی هم بپرسید به شما می گوید غربیها رفتن این پادشاه را می خواستند اما آمدن خمینی را در برآوردهایشان نداشتند. چت می گوید خمینی برای غربیها چندان مهم نبود. رو دست خوردند. انقلاب بد بود اما شاید با وجود مردی چون او به فاجعه نکشید.

حالا هم با استکبار عربده می کشیم و به جای اصلاح خودمان و دولت موجود تیشه به ریشه اش می زنیم دیگر کسی نیست سری نیست بزرگی نیست که جلوی فاجعه را بگیرد.

فاجعه بیافرینید‌.

ما قوم گردن نگیری هستیم پدران و مادران ما آن مرد را نخواستند او رفت حالا می گویند نفهمیدیم احساساتی شده بودیم از کجا معلوم پسران و دختران شما هم مثل شما الان احساساتی نباشند تا گندی بزرگتر بزنند.

ما مردمان کور و نابلدی هستیم.

💐اهرمن آمد نگهبانت درد

تو چرا در ذوق گشتی بی خرد

او نگهبان بود ناموس تو را

دشمنش را از چه گویی مرحبا💐

تحقیر

ربودن مادورو رئیس جمهور نفت خیز ترین کشور جهان توسط آمریکا طعم بدی داشت. طعم تحقیر یک کشور و زیر پا له کردنش. می گویند به خاطر قاچاق مواد مخدر.

گوش جهانیان را مخملی فرض کردند که نه. خر در طویله هم قاه قاه به این حرف مفت می خندد.

ولش کن ما را به سیاست چه کار.

دیروز به خاطر باران زیبا خدا رو شکر کردم. آموختم برای رسیدن زیبایی از آسمان باید از زمین برای آسمان زیبایی بفرستیم.

دوست دارم یکی از شعرهای کتاب جادوی زمینم را در این پست بگذارم. آری ............ گربه ماهی صحرا:

💐برکه ای زیبا به یک صحرای دور

اندر آن صحرا پر از شیران و گور

برکه پر از ماهیان گونه گون

از قزل تا گربه ماهی شیرگون

آب آن هم در پی سیلی بزرگ

می رسید از کوهسارانی سترگ

چند ماهی رفت بی باران و آب

برد از صحرا نشینان صبر و تاب

پیر و پارش موعد باران و سیل

لیک امسالش نبود اقبال و میل

پیلها اندر پی آبی روان

شیرها هم در پی و بر قصد جان

ماده‌ پیلان از عطش رنجور و خست

بچه پیلان طعمه ی شیران مست

گورها یا صید یا بر روی خاک

اوفتادند و جگرها سوزناک

آب برکه سفره اش می کرد جمع

سوختند پروانه های دور شمع

استخوان ماهیان بر روی خاک

گل شد از خشکی دگر آن آب پاک

گربه ماهی کوچکی وقت سحر

تا ز خواب دوش خود آورد سر

گفت باران است به راه ای همرهان

گفته اند زان نیست در صحرا نشان

گفت نه ای گربه ماهیان دشت

بوی باران میرسد از دور دست

خواب باران دیده ام باور کنید

گل به رقص آرید و زیر و بر کنید

نور این شوق تا ثریا می رسد

آب سیلابش به صحرا می رسد

گربه ماهیان به رقص اندر زدند

بر سرادق های رحمان در زدند

گوشه ای از پرده را زد بر کنار

یک نظر افکند بر صحرای نار

خواند ملائک را به درگاه وجود

کاین ستم از چیست بر گویید زود

آب این صحرا کجا سد کرده اید

بر خلایق بی جهت بد کرده اید

یک ملک گفت رخصتی شاه جهان

علتش را می دهم شرح بیان

چون زمین از آدمیان شد به رنج

آب در روی زمین گردیده گنج

خود به ما فرموده ای ای نازنین

خشک زانگونه نمایید این زمین

تا به زحمت می نیافتند بی شمار

سرزمین های غریب اول گذار

هست این صحرا بعید و دور دست

زان سبب باید که آبش را ببست

گفت از عقل و خرد فرزانه ای

لیک اندر عاشقی بیگانه ای

گربه ماهیم سخن از عشق گفت

زین طریق با رحمتم گردیده جفت

رحمتم نیلی چو صحرا می کند

سرزمین خشک دریا می کند

امر کرد باران و سیلی در گرفت

خاک صحرا آب را در برگرفت

نازنینا سرزمینم خشک شد

بوی بارانم مثال مشک شد

بس قنات و چشمه ساران داشتیم

رودهایی بس خروشان داشتیم

چشمه ها کور و‌ قنات خشکید و رفت

آب دریا خاک را بوسید و رفت

گر خطا از ماست خدایی هم تو راست

از خطا بگذر کشان بر راه راست

اختیار ما به دست مهر گیر

ای خوش آن جانی تو را باشد اسیر

التفاتی کن که ما باز شهیم

از چه گردون به شوقت می پریم💐

زیبایی به آسمان مخابره کنیم مثل ..........‌.‌‌‌.... گربه ماهیها.

نفت و فتنه

نفت و فتنه انگار با هم عهد اخوت بستند.

کشورهای واقعاً دارای ذخایر عظیم نفتی (درست و استاندارد)

🌍 رتبه‌های بالای ذخایر نفت جهان

  1. ونزوئلا

  2. عربستان سعودی

  3. ایران

  4. کانادا

  5. عراق

  6. کویت

  7. امارات

  8. روسیه

  9. لیبی

  10. نیجریه

ونزوئلا، ایران، عراق، روسیه، لیبی و نیجریه فتنه ها پشت فتنه.

کانادا نفتش جامد است و هزینه زیادی برای استحصال دارد.

حواسمون باشه کجای دنیاییم. مشکل مرگ بر اسرائیل و آمریکا نیست مشکل گنجی است که بر روی آن نشستیم.

خدایا خودت کمکمون کن.

💐دیو بهر نفت گردد کو به کو

بر دهانش گر زنی باشد نکو💐

پاره استخوان

عکس ده مان را تو ویکی پدیا دیدم. خانه ی پدرم و برف کوهها نمای زیبایی به عکس داده بود. با وجود اینکه عکس مال مرداد ماه بود برف کوهها هنوز آب نشده بود.

پدرم خانه کوچکی شاید ۶۰ متری توی باغچه ای شاید هزار متری ساخته بود. خودمان سنگ و آجرش را آوردیم. پدرم نه درختی قطع کرد و نه دیواری کشید. عکس مال ۱۵ سال پیش بود و از عمر خانه ی پدرم آن موقع ۲۰ سالی میگذشت. در راه ورودی به باغچه ی پدرم درختان بلندی بودند که زیبای آنها چشمها را می نواخت.

جاده هنوز آسفالت نشده بود تا از هر جایی بیایند و طبیعت بکر آنجا را از بین ببرند.

اما الان جاده آسفالت شد، درختهای راه ورودی را قطع کردند و به جایش دیواری کشیدند به بلندای ۱۰ متر و خانه هایی بزرگ ساختند که خانه ی پدرم در مقابل آنها شبیه خونه ی مادر بزرگه شده است.

چشم انداز زیبایی آنجا الان بسیار نازیبا شده است.

کاش جاده آسفالت نمی شد. الان گاز کشی هم شده. اهالی بیرحم آنجا گرمایش خانه هایشان را خاموش نمی کنند تا اگر در زمستان یک روز رفتند خانه گرم باشد. امسال تابستان برفی روی کوهها نبود. چشمه ی نزدیک خانه ی ما خشکیده بود. رودخانه آبی به اندازه یک جوی باریک داشت. حتی یکی از دریاچه های نزدیکش هم خشک شده بود.

ولش کن اصلا به من چه، من یک پاره استخوان چه کاره ام. مردم همین جوری دوست دارند رفاه به قیمت نابودی زمین.

یادت نمی آید از بی اخلاقی ها و بی بند و باری های جامعه نوشتی یکی آمد تا می توانست تو را به فحش کشید. از هرزه دهانش کثافت بود که بر پستهایت میریخت.

همه ی پستهای مربوط به این موضوع را که شاید سه یا چهار تایی بود پاک کردی. از آن به بعد گفتی ولش کن به من دو زاری و زار و نزار چه کار، مردم دوست دارند شاد باشند حتی به قیمت نابودی انسانیت.

💐کار سخت از تو نیاید، ای که (مخفف کاه) یک لاقبا

کوه خواهد، نور خواهد، جانی همچون مصطفی💐

یک صلوات بفرستید به آن خلق عظیم. که یهودی هر بار خاکروبه بر سرش میریخت و او ........

دعا روز سوم دی

خداوندا هنوز آنقدر نادان نشدم که فکر کنم چیزی در دستان من است. همه چیز در بند یک اتفاق است و همه اتفاقات در دستان تو.

💐هست زمین و آسمان یک اتفاق

اتفاق از اوست، مجو دیگر نفاق💐

رحم کن بر بندگانی که چیزی جز دعا ندارند. و رحمتت را در زمین و آسمان از ما دریغ نکن.

گناهان ما را ببخش که همه از روی سهو بود نه عمد و به ما بصیرت و بینش عطا کن.

ما بندگان ناچیز تو هستیم و تو خداوند بزرگ و رسم جز این نیست که بزرگ بر کوچک ببخشاید.

با باران رحمتت سدهایمان را پر چاه هایمان لبریز و نهرهای ما خروشان و جاری بگردان.

شورا

من به شورا، کمیته و کار گروه حساسیت دارم بوی بیکاری، بی مسئولیتی و از بین رفتن اصل کار میده. هر کاری صاحبی میخواد. کسی که مسئول و پاسخگو باشه. کسی که نتونه بگه فلانی گفت.

ایران بدبخت همین کمیته و شورا است.

کارمون به جایی رسیده که بالاترین مقام اجرایی میگه ............ آقا گفته.

ما ایرانیها همه چیز را نصفه میخونیم حتی قران را قران گفته مشورت کنید اما در ادامه محکم گفته در نهایت خودتون تصمیم بگیرید. داستان ملکه سبا:

قالت یـایها الملؤا افتونی فی امری ما کنت قاطعة امرا حتی تشهدون. [۱]

«(سپس) گفت: ‌ای اشراف (و‌ ای بزرگان) نظر خود را در این امر مهم بازگو کنید که من هیچ کار مهمی را بدون حضور شما انجام نداده‌ام»

قالت یـایها الملؤا افتونی فی امری ما کنت قاطعة امرا حتی تشهدون• قالوا نحن اولوا قوة واولوا باس شدید والامر الیک فانظری ماذا تامرین• و انی مرسلة الیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون. [۳][۴][۵]

«گفتند: ما دارای نیروی کافی و قدرت جنگی فراوان هستیم، ولی تصمیم نهائی با تو است ببین چه دستور می‌دهی؟

گفت: من (اکنون جنگ را صلاح نمی‌بینم) هدیه گران‌بهائی برای آنها می‌فرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر می‌آورند».

مشورت برای سبک سنگین کردن کار و دیدن همه ی جوانب کار است برای تصمیم یک مقام مسئول.

نه سبک کردن بار مسئولیت از دوش آن مقام.

مشترک خوش مصرف

امروز تازه متوجه شدم که روی دیوار ساختمانمان زده مشترک خوش مصرف در آب.

با چند فرمول ساده تونستم در مصرف آب آنقدر صرفه جویی کنم که کل ساختمان ۴ واحدی ما بشه خوش مصرف البته همسایگان پرمصرفی هم نداریم اما همزمانی آن با این چند فرمول اتفاقی نیست. من عادت به صرفه جویی از قبل داشتم پس به دو قسمت جدید و قدیم تقسیم می کنم.

روشهای قدیم که اکنون هم به کار می برم.

- تا لباسها لباسشویی را پر نکند روشن نمی کنم.

- اول ظرفها رو میشورم و همچنین خود سینک را بعد ظرفها همه را تو لگن سینک میریزم و شروع به آب کشی می کنم. تا آبی که موقع آبکشی یک ظرف استفاده می شود کف روی ظرفهای توی لگن را هم ببرد.

- در هنگام حمام اول کف مالی بعد دوش. تا کف مالی تموم نشد شیر آب رو باز نمی کنم.

روشهای جدید که تازه شروع کردم:

- یک پارچ کنار ظرفشویی میگذارم تا اگه آبی اضافه اومد مثلا آب کتری توی اون خالی کنم تا بعد استفاده کنم.

- موقع شستن میوه های درشت به اندازه آب سماور شیر را باز می کنم.

- آب شستشوی میوه و برنج را اگه موقع آب دادن گلدونها باشه برای آبیاری اونها استفاده می کنم. اما هنوز جمع آوری نمی کنم چون میگنده.

- یک بیست لیتری تو حموم گذاشتم چون زمان میبره تا آب گرم بشه و برند زیر دوش. گفتم تا اون زمان که آب باید بره تا گرم بشه آب رو تولگن جمع کنند و بعد خودم یا خودشون میریزند تو بیست لیتری. من از اون برای شستشوی دستشویی آخر هفته استفاده می کنم.

- صبر می کنم ظرفها جمع بشه بعد شروع به شستن می کنم. شاید در طول روز یک بار یا دو بار ظرف بشورم.

💐آب شد عرش خداوند بر زمین

ارجمند است خوار و ناچیزش مبین💐