دعای باران

بعد از مدتها تازه ابرهایی نازک در آسمان شکل گرفت:

ای خدای آسمانها و زمین بادها به امر تو ابرها را که بشارت دهنده ی بارانند به سوی سرزمینها سوق می دهند و به امر تو ابرها قطرات حیات بخش باران را به سوی زمین تشنه روان می کنند.

ما را ببین و لطف خود را از ما دریغ نکن.

پادشاه عربستان هم از مردم خواست دعای باران بخوانند. او که نیمی از آب شیرین مردمش را از آب شیرین کنهای عظیم تامین می کند و کشورش سلطان آب شیرین کنهای جهان است.

دعای باران پادشاه عربستان

برای باران دعا کنید🤲🤲🤲

این خشکسالی که ۲۰ کشور خاورمیانه را درگیر کرد. شاید به خاطر بی تفاوتی آنها هنگام کشتار وحشیانه مردم غزه توسط سگ هار منطقه باشه.

آخه روزیشان را در دستان آن سگ زرد میدیدند نه در دستان خداوند. حالا بنشینیم تا سگ زرد برایمان کاری کند.

خداوند ما را ببخشاید.

راه حل

یادمه چند سال پیش یکی با ناراحتی به من می گفت از وقتی شما از شرکت رفتی برای ما خیلی سخت شد. چون:

شما هر وقت می گفتین نمی شه یه راه حل پشتش میدادید که بشه.

کاش این حکومت هم برای حل مشکلات یه راه حل میداد به خدا همه مردم میومدن پای کار.

فقط میگه بحران آب بحران انرژی بحران زهر و بحران زهر مار. کو راه حل؟؟؟؟

تنها راه حلش اینه که تهران تخلیه کنید، بروید و یا بمیرید‌.

💐گفتی از دردم بسی هر روز در هر گفتگو

درد را دانم عزیزم راه درمانش بگو💐

زندگی با ترس

نمبدونم زندگی تو دنیا این همه ترس داره یا زندگی تو ایران.

پزشکیان می گه آب نداریم باید تهران رو تخلیه کنیم.

آخه کجا بریم.

تا یادم میاد این مشکل ایران خشک بوده. پس کو آب شیرین کنها

خوشت میاد غصه بریزی تو دل مردم بی پناه. دلم میخواد بهش بگم

💐این اداره کردنت را کودک بی دست و پا

بهتر از تو می کند با گریه ای ...... بی ادعا💐

تازه می گن جمعیت رو هم اضاف کنید.

چه قشنگ بن سلمان مشکل بی آبی رو می بینه و داره حل می کنه. همونی که بهش میگیم گاو شیرده. ما...‌‌‌‌...... گوساله های بی خاصیت.

آب شیرین کنهای عربستان

مهربانی در وحشی دنیا

دیروز رفتم استخر. بعد از شنا که برای خودم ۱۲۰۰ متر گذاشتم و باید هر طور شده هر هفته برم. رفتم سونا بخار. تو سونا مدت نسبتا زیادی بودم بعد رفتم جکوزی تو جکوزی با یه خانمی حرف زدم یه کم طول کشید. وقتی سوت اتمام رو زدند از جکوزی بیرون اومدم.

حس کردم سرم گیج میره نتونستم برم زیر دوش سرم گیج می رفت. نشستم نفسم به شماره افتاد و همه چیز رو تار میدیدم. دلم می خواست همون جا بخوابم. اصلا حس بدی نبود. انگار مست شده بودم.

مدتی نشستم خودم رو به زور جمع و جور کردم و با یه دوش آبسرد حالم بهتر شد.

مدت زیاد در سونا و جکوزی باعث گشادی رگها و به تبع آن افت فشار خون شد. یاد دستورش برای ذبح حیوانات افتادم. خفه کردن، انداختن و هر روشی غیر از زدن شاهرگ حیوان گوشت حیوان را حرام می کند. چاقو باید تیز باشد و قبلش حیوان را سیراب کنید.

شاید رفتن خون و کاهش فشار راحت ترین روش مرگ باشد. تا در این وحشی دنیا که بر پایه تنازع بقا یعنی مرگ یکی سبب بقا دیگری است ، مخلوقاتش کمتر زجر بکشند.

💐در جهان نازل و سنگی و کور

گاه آید برقه ای از شهر نور💐

غم زدا

دیروز یه گل جدید خریدم.

بهش می گن زامفولیا.

وقتی گرفتم آوردم تو اتاقم یکی از همکارام اومد و عنوان کرد نمیفهمه چرا همکارا گلدوون دارند مثلا پتوس چه زیبایی داره.

میشناسمش دوستش دارم اما از یه کارش تعجب می کنم در جای شلوغ و کثیف و نا منظم هم راحت میشینه و کارش رو انجام میده. در حالیکه خودم اول باید محیط تا جای ممکن به دلم باشه تا بتونم یه لحظه بشینم چه برسه بخوام از صبح تا شب کار کنم.

به هر حال آدمها با هم فرق می کنند و همه نوع طرز فکر تا وقتی به انسانیت به خصوص اعتماد مهمترین عنصر جامعه و مهمترین اصل انسانیت لطمه ای نزنه قابل احترام است.

جالبه از وقتی آوردمش و یه قلمه هم ازش گرفتم تا یکی مثل خودش هم داشته باشم. غمی که هر روز به خاطرش ساعتها وسط کارم اشک میریختم از دلم رفت و نوری از امید به قلبم تابید.

💐برگ سبزت جنت و رضوان من

از تو شد روشن سرای جان من💐

من اسم این گل زیبا را گذاشتم ......... غم زدا.

گربه های شهروند

نمی دانم در ذهن این جانور زیبا و باهوش چه می گذرد که در بین ما راحت زندگی می کند. حد و حدود خود را می شناسد. در صورت نیاز رابطه می گیرد در حالیکه آزاد زندگی می کند و هیچ وقت مسخر آدمی نشده است. کسی را نمی ترساند و دنبال کسی هم راه نمی افتد. حتی جمعیت خود را کنترل می کند و به اندازه تولید مثل می کند.

در یک کلام اهل است اما اهلی نیست.

شاید بگویید پرندگان و موشها یا حشرات هم هستند. اما موشها در زیر زمین پرندگان بر درختان و حشرات آنقدر ریزند که اهمیتی نمیدهیم. اما با همین ریزی، گاه حد و حدود خود را نمی شناسند و ما را مجبور به قتل و عامشان می کنند.

اما گربه ها با ما زندگی می کنند گاه برایمان دلبری می کنند حتی گاهی قهر می کنند و شاید بهتر از خیلی از انسانها حقوق شهروندی را رعایت می کنند.

💐گربه هم نیک و بدی انسیان دانسته است

آدمیزاده چرا اندر خم یک کوچه است💐

به افتخار همه ی گربه های زیبای شهرمان👏👏👏👏

کشف سرزمین ... دیگران

اروپایی ها که در اصل همان وایکینگهای وحشی هستند با کمال وقاحت وقتی پای نامبارک خود را بر سرزمین سرخپوستان گذاشتند گفتند که ما سرزمینی جدید کشف کردیم و برای کوهها و رودهای آنان نامی از نو گذاشتند همین طور سرزمین ..... آفریقا و استرالیا

شعار ملت بدون سرزمین (یعنی خودشان) و سرزمین بدون ملت (مثل آمریکا) شعار خطرناکی است که از آن خون می چکد.

💐هر چه کردند از بهائم یا وحوش

تو به جا آورده ای بی عقل و هوش💐

لحظه ای فکر کنیم به سرزمین ما وارد شوند و بخواهند برای مثلا دماوند نامی از نو انتخاب کنند. حتی فکرش هم خون آدم رو به جوش می آورد.

معجزه ی جوراب

تا الان پیش اومده با جوراب مردونه ی کهنه که می خواهی بندازی دور جایی رو تمیز کنی یه جا پر از خاک و دود که هر دستمالی رو سیاه و کثیف میکنه طوری که دیگه با آب و صابون یه ساعت هم بشوری فایده نداره.

اما جوراب!!!! یه لنگه رو خیس کن بکش روی سطح و با یه لنگه دیگه خشکش کن بعد یه آب به جوراب بگیر با یکی دو بار چنگ شل و وا رفته همه دود و خاک رو پس میفرسته و خودش مثل قبل تمیز میشه.

آخه جوراب همیشه کف پاست و هیچ توقعی نداره و همه چی به تخ.....

ماجرای پژمان جمشیدی و اتهام چیپ به اون رو شنیدی. حالا به درست و نادرست بودنش کاری نداریم و قضاوت رو به قاضی میسپریم. ما درس خودمون رو می گیریم.

وای از وقتی که با دست مردم بالا بری با همون دستا چنان زمین میخوری که آرزو میکنی کاش هیچ کس تو رو نمیشناخت. رو مردم سرمایه گذاری نکن و بی توقع باش.

سرمایه گذاری روی مردم خونه ساختن رو آب ه.

کار کن واسه خلق الله اما واسه خاطره خالقشون.

با دست خدا بالا برو که دستی بالا دستش نیست و با یه ربنا دلش غنج میره و تو رو میبخشه.

💐ای ز تو یا ربنا، یا ربنا

رحم کن بر حال ما، اغفرلنا💐