مراسم وداع

الان از مراسم نماز از مصلی برگشتم. جمعیت موج میزد به سختی تونستیم بیرون بیاییم. موقع نماز زنی پشت سرم وسط نماز گریه می کرد. جمعیت میلیونی که یه احمق به اونها مزد بگیر می گوید. من یکی از اونهام نه مزد گرفتم نه کسی از من خواست و اجبار کرد بروم. تازه دو میلیون هم از جیب برای مهمانهایش هزینه کردم. از حرف این احمق ناراحت نیستم.

تشییع جنازه فیک

این بیچاره مشکل نداره مادرش مشکل داره که مفهوم عشق و وفا را در خانواده به او یاد نداد. نمیدونه همه چیز پول نیست. از کسانی که حرفهای بیخود این مردک را غرغره می کنند خیلی ناراحتم.

خیلی وقته دیگه نمی تونم حتی یک بیت بنویسم همیشه بعد از یه متن یکی دو بیت مینوشتم.

خیلی وقته حتی خواب هم نمی بینم. انگار تو یه کابوسم. مگه میشه مردمی رهبرش ترور بشه کل بکشند. مگه میشه دشمن قسم خورده این مرز و بوم که ۲۰۰ سال است چشم طمع به این سرزمین دارد از در بیرونش می کنیم از پنجره میاد، حمله کند بمباران کند و آنها از دشمن تشکر کنند. نه خواب است همه ی اینها کابوس است. حتما بیدار میشوم و صبح به خورشید سلام می کنم و می گویم خوب بود چه خوب شد که خواب بود.

نگاه غرب

از نگاه غرب و آمریکا همه ی انسانها غیر از آنها مثل حیوانات هستند. اما در بین سگ و گربه و موش و گاو. بیچاره گاو شیر میده زمین شخم میزنه و گوشتش رو می خورند و استخوانش هم پر فایده است.

کشورهای نفت خیز به مثابه گاو هستند. خود بی شرفش گفت. نگفت؟

پس لطفا کشور ایران رو با کره، ژاپن و مالزی مقایسه نکنین. اونها را به چشم سگ و گربه این موجود کثیف نگاه می کند.

شاید گربه از صاحبخانه راضی باشه سگ راضی باشه اما گاو هیچ وقت راضی نیست. شرایطش رقت انگیز است.

کمی فسفر بسوزانیم قبل از اینکه خاک آنرا در اختیار گیاهان قرار دهد.

اجنبی زده

دو نفر از همکارانم که بسیار نسبت به کشورشان بی رحم بودند و منتظر سقوط دولت و آمدن عمو ترامپ......... از ایران رفتند. دقیقا مگه میشه تو به جایی تعلق داشته باشی و تا این حد نسبت به زادگاهت بی غیرت باشی.

چه بسیارند از این قبیل افراد در بدنه ی حکومت.

نمیدانم عاقبت این کشور اجنبی زده چه می شود. آیا این بیماری هلاکش می کند یا به سلامت میگذرد.

برای شفای او دعا کنید.🤲🤲🤲🤲

واقعیت

میدونی محل درد کشورمون کجاست. اینجاست.

محل درد

این نمیتونست بچه هاش رو بزاره مهد کودک خودش بیاد سر کار.

راستی میدونید اصرار به مذاکره برای به باد دادن دستاوردهای میدان چیه.

علت مذاکره

به تاریخش دقت کنید تا بفهمید نیمه شب ننه دلواپس پسر میشه و آتش بسی در نیمه شب رخ میدهد.

موضوع بسیار ساده است پیچیده نکنیم ما هنوز از زیر شکم بالاتر نیامدیم که احتیاج به سوزاندن فسفرهای مغزمان برای تحلیل مسائل سیاسی داشته باشیم. ما اصلا مسائل سیاسی نداریم خاله بازی داریم.

ما هنوز در لایه ی مغز خزندگان و پستانداران هستیم با انسانیت عجیب فاصله داریم.

💐بس سخن راندی تو ای زاهد فقط یکدم خموش

نیست کیشی مر تو را در بند خویشی چون وحوش💐

ماه

الان تو تجمع هستم ماه به چه زیبایی می درخشد. موقع دعا سر به سوی آسمان می کنم و دوست دارم سمت ماه بچرخم و نجوا کنم.

آنقدر زیباست که دوست دارم استغفرالله........

خدایش بنامم.

💐گفتم ای ماه درخشان از کجاست این سروری

از همه اجرام عالم در سپهرش برتری

گفت در بدر و هلالم یا به دوران فنا

در همه حالت رضایم بر مدار بندگی💐

سخنران از همرزمان حاج قاسم است حنجره اش را در راه وطن داده و تارهای صوتی اش مشکل دارد. من همیشه موقع قبول آتش بس به خانواده می گویم ما هم در جنگ صدمه می بینم ما هم به آتش بس نیاز داریم. اما به خدا وطن نیاز به مذاکره ندارد. نزدیک شدن به غرب و آمریکا جز ضرر نیست.

این سرباز وطن هم حرف مرا زد. ما هم آتش بس لازم داریم.

دلتنگی

💐راز دلتنگی خود را به سما گفتم دوش

ابر برهم زد و ناگاه بیامد به خروش

رعد شد برق بزد پرده بر افکند و بگفت

دیگ جان از چه نگردید بدین شعله به جوش💐

خدایا هستی همینکه کنارم هستی خوبه

ونزوئلا

یادتونه مردم ونزوئلا چه حالی به آمریکا دادند. غافل از اینکه همه چیز در دستان قدرتمند خداوند است و اگر خانه ای را ویران بخواهد ویران می شود چه با بمب چه با زلزله.

زلزله در ونزوئلا

برای من خیلی وحشتناک و ناراحت کننده بود اما پر از عبرت. هر چه بخواهد می شود بدون ترس تو بهترین نقش خود را بازی کن.

مقاومت زیبا و تسلیم در برابر بیگانه نازیبا.

مقتل حسین

امروز شعر های مقتل حسین رو که دو سال پیش نوشتم خوندم و اشک ریختم. هر روز یه قسمتی از مقتل رو به نظم میاوردم تا ۱۰ شب الان اصلا حوصله ندارم.

آخه وطنم مثل امام حسین بین دشمنان از شرق و غرب گیر کرده و یزید زمان و ابن زیاد نامردش تو غرب آسیا رهاش نمی کنند. الان وسط میدان کربلاست خاک پاک وطنم.

داخل کشورم هم یه سری غربزده به جونش افتاند. دیگه حرفی برای گفتن ندارم.

اون روزها اصلا فکر این روزها رو نمی کردم.

وای بر تو دنیا چه چیزهایی رو نشونم میدی.

تجمع های شبانه

از وقتی تجمع های شبانه شروع شد هر شب میرم. آخه زیر آسمون کنار آدمهای دیگه دعا یه طعم دیگه داره. دعای توسل، فرج، سوره یاسین.

من خیلی اهل مسجد نیستم، اما تجمع چیز دیگه ای است آخه زیر گنبد آسمونه.

نمیدونم عاقبت ایران چی میشه. میمونه، میتونه سهمش رو از نظم جدید بگیره یا ......تجزیه میشه و درگیر جنگ داخلی. اما این شبها یه رزقی است از آسمون

توکل بر خدا 💐💕

حکمرانی

آبدارچی شرکت ما آنقدر به آبدارخانه و تمیزی آن حساس است آدم جرات نمی کند وارد آبدارخانه شود و برای خودش چای بریزد. انگار همه چیز تحت کنترل خودش است.

راستش از این طرز کار عشق می کنم. انسانی که نسبت به مسئولیتش حساس نباشد انگار انسان نیست.

مخصوصا از کسانی که میگویند هر کی بلد است بیاید کار مرا انجام دهد. پس چرا برای این صندلی له له میزدی قبلا. مرد ناحسابی.

مهم نیست آبدارچی، خانه دار، کارمند، مهندس یا حتی رئیس جمهور باشیم مهم این است که به کارمان غیرت داشته باشیم.

در مسئولیت خودمان به زیبایی حکمرانی کنیم. همین کافی است.

لطف شیطان

نمیدونم این خبر را شنیدید:

"معاون ترامپ: دارایی های بلوکه شده ایران عملاً صرف خرید سویا، ذرت و گندم آمریکایی خواهد شد

اگر هر کدام از دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران آزاد شود، ما روی آن حق تأیید و نظارت داریم، قطری‌ها هم حق تأیید دارند."

بیچاره کسی که به امید شیطان باشد. چه خوب گفتم قبلا خودم برای خودم:

💐هر که با غیر خدا سودا کند

صد دهد اما یکی پیدا کند

آن یکی هم نیست جز وهم و خیال

در پی آن خویش را رسوا کند💐

فکر می کردم شعر گفتن راحت است اما بعد از جنگ رمضان حتی یک بیت هم نمی توانم بنویسم. از اشعار قبلی کمک می گیرم. شاید چون اصلا احساس امنیت ندارم مثل دوران شیمی درمانی.

خدا کمکمون کنه.