گربه
جوون بیست و سه یا چهار ساله است. کارش برنامه نویسی است. از صبح تا شب کار می کنه شاید ۲۰ یا ۳۰ تومن دستش رو بگیره نه بیمه ای و نه قراردادی. به شوخی به خودش میگه کارگر روز مزد. نه اهل بسیجه و نه حتی خیلی اهل نماز. شاه بازیهای کامپیوتری است و آخر فضای مجازی.
دیشب با عصبانیت یه کانال تو تلگرام رو نشونم داد گفت این کانال بعد از مهسا امینی کارش رو شروع کرد اول فیلتر شکن مجانی میداد همه ازش تشکر می کردند بعد شروع کرد به خبر گذاشتن کم کم خبرهایی که جوونها رو تحریک کنه ضد کشورشون. نزدیک ۱۸ دی دیگه به اوجش رسوند. بعد از ۱۸ و ۱۹ دیگه رفت و هیچ خبری نگذاشت. انگار عزرائیل بود که جون یه سری جوون رو بگیره. انگار پولی گرفت و به هدف رسید حالا اگه به سقف نرسید به کف رسید که دو قطبی کردن جامعه بود.
بعد یه کانال دیگه رو نشون داد و گفت اینم خیلی شرور است. پسری از ونزوئلا را نشون میداد که می گفت مادورو ما رو گروگان گرفته بود و ترامپ آزادمون کرد.
نگاهی به من کرد و گفت خاله اینجا کشورمون است و اگه اشغال بشه یا مهاجرت کنیم جای دیگه، میشیم شهروند درجه دوم. گدای اونها بالاتر از دکتر و مهندس ما است. چرا نمیفهمند. خودت نگفتی؟
آره راست گفت وقتی ده سالش بود گفتم. چه یادش موند.
حواسمون باشه چی به بچه هامون میگیم. خون جوانهای ما می چکد از دستان ........ ما بزرگترها.
بهشون بگیم:
گربه محض رضای خدا موش نمی گیره.
💐هر میوی گربهک از بهر نان روز بود
کی به جانش از برایت مهر و آه و سوز بود💐
هر کانال پشتش القای فکری به مخاطب به نفع خودشون و اسپانسرهاشون و پولی که از جیب مخاطب به نحوی تو جیب اونها میره. پشت سر هیچ کانالی نیافتیم.
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.