رضا جانم
آقا جان میدونی چرا این قدر حرمت شلوغه هیچ وقت خلوت نمی شه. واسه نماز جماعت همه کفشداریهاش پر می شه از جمعیت. آخه تقصیر خودته بس که آقایی.
تقصیر خودته که همه رو عاشق خودت می کنی. تقصیر خودته که در اوج گرفتاریها دست مهربونت رو به شونه ی دوستدارت میزاری و در گوشش میگی. کنارتم نگران نباش. خودم کنارتم.
آقا جون ما رو ببخش که درخواستمون فقط دنیاست فکر می کنیم دنیا هتل پنج ستاره است که تا ناخوشی به ما میرسه در خونه خدا و اولیا خدا شکایت ببریم. در حالیکه دنیا کارگاه تعالی انسان و شاید همه ی موجودات است و شما مربیان تعالی و مدیرش هم خود خداوند است. یادمون میره قبل از اومدن به این کارگاه تعهد دادیم که در همه ی شرایط جز خدا را نپرستیم جز از او کمک نخواهیم و جز از او نترسیم.
آقا جون با این همه کج فهمی ما، باز هم یه جوری با ما کنار میای که این همه عاشقت میشیم.
یا علی موسی الرضا اینجا به مهمان آمدم
خود فرا خواندی مرا، مولا به فرمان آمدم
گفته اند دار الشفای هر مریضی مشهد است
ای شفای جسم و جانم. بهر درمان آمدم







منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.