کبوتر چاهی
کبوترها که تمثیلی از معصومیت، مهربانی و همدلی هستند چون به چاه می روند، کبوتر چاهی شده و بسیار پرخاش جو می شوند. این دو کبوتر چاهی پشت شیشه همیشه پشت به هم در دورترین فاصله می نشینند.
امروز از صبح سر کار اونقدر از بینظمیها پیش خودم غر زدم انگار با لشکری جنگیده ام. یادم باشد از این به بعد با خودم آرامتر برخورد کنم.
چه قدر خسته ام جالب است عذاب وجدان هم دارم گرچه به عاملان بی نظمی پیش خودم بد و بیراه گفتم نه کسی.
عجب خودی دارم! در فاصله ای دور از من بینوا می نشیند و نقادانه نگاهم می کند.
من کی به چاه رفتم؟
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 15:47 توسط زرین کوه
|

منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.