نه غزه نه لبنان

راستی یادتونه می گفتن.

واویلا همه ثروت کشور میره واسه غره و لبنان. ایران داره خرج هشون رو میده.

یه مدته که دیگه ایران هزینه دفاع غزه، لبنان و سوریه رو نمیده و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران محقق شد.

جانهای عزیزی داره فدای ایران میشه و همه هزینه مون خرج دفاع از خودمون میشه.

الان خوب شد نه.

بیا قول بدیم دیگه هیچ شعاری را بی خودی نشخوار نکنیم. شعار مذکور اصلا دروغ نبود اصلا شعار نبود. پیش بینی بود.

💐هر چه گفت گرگت تو هم نشخوار کردی در دهان

بینوا بره تو را از گرگ کی آمد امان💐

نشخوار ممنوع!!!!!

آواره

بعد از حملات اسرائیل خانواده اصرار به رفتن کردند. به خصوص بعد از اتفاقاتی که افتاد مجبور شدیم بریم.بریم به ده خانه اقوام و مادر شوهر.

اما چه قدر سخته امشب شب دوم دوری از خانه است. با زانوی پر درد. گوارش ناسالم خیلی برام سخته. اگر به خودم بود نمیرفتم زیر موشک بودن شاید بهتر از آوارگی باشه.

الان خانه یکی از اقوامیم با برادر شوهرم. جاری گرامی خر و پف می کند و من به سختی خوابیدم.

بین خواب و بیداری حس کردم عضوی شبیه دست را لمس میکنم که دست خودم نیست اما دست دیگری هم نبود. در خواب به جاریم اصرار می کردم که مرا از خواب بیدار کند.

کاش یکی ما را از خواب بیدار کند و ببینیم همه اینها خواب بود چه جنگی!!!!!

من از مرگ نمی ترسم که همیشه برام فکرش شیرینه و طعم رهایی از غم و درد میده اما از آوارگی و درد و غم و از دست دادن عزیزانم......

می ترسم. خدایا کمکمون کن.

مذاکره

نمیدونم چی بگم همه وجودم ناراحتی است.

یارو همه جوره داره تهدید می کنه ما به جای اینکه حواسمون رو جمع کنید. میریم با این کفتارها پای میز مذاکره. مردم هم نشستند تا از این مذاکرات براشون دلار بباره.

الانم داره میباره.

وقتی پست انفجار پیجرها رو شهریور ۱۴۰۳ نوشتم و در اون از خطرات پیام رسانهای خارجی از جمله واتساپ نوشتم. یکی با قلم آنقدر به من تاخت که من نتونستم جوابش رو جز چند کلمه بدم. چون تعداد کلمات از حد مجاز بیشتر میشد.

گرچه بعد از بس هر گروه و کار گروهی در واتساپ بود که من هم مجبور شدم نصب کنم و دیگه خودم خیلی اسم پیام رسانهای داخلی را نیاوردم چون تمسخر می کردند.

امروز به پهنای صورت اشک ریختم نه از ترس جنگ که از این همه حماقت.

امروز ۲۳ خرداد شروع جنگ ایران و اسرائیل.

یا امام رضا فقط خودت و دست پر مهرت.

رودخونه ی من

دیروز گفتم: وقتی دولت می گه یه جایی بافت مسکونی نیست یعنی نیست یعنی من نمی تونم آب و برق و گاز بدم. مثل اون طرف رودخونه ده ما که گاز نمی دهند.

گفت: گاز گرفتند. انشعاب دادند.

گفتم: چه جور روی رودخونه رو رد کردند اون طرف اگه بخواهند انشعاب بدهند باید یه هدر داشته باشه و جاده سرویس.

گفت: نه. هر کی رفت لابی کرد این ور رودخونه که بافت بود علمکش رو گذاشت از رودخونه خودش رد کرد و خونه اش رو گاز کشی کرد.

گفتم: یعنی بابت هر علمک و هر خونه یه لوله از بالای رودخونه رد شده. خیلی زشت شده.

دلم گرفتم: ادامه دادم غلط کردند لابی کردند رودخونه کوچولوی من چند تا لوله گاز باید از روش رد بشه.

می بینید به جاش چه قدر فرعونیم. واسه چند روز موندن در سال با طبیعت چه می کنیم.

💐من چو فرعونم و از فرعونیم کی ننگ و عار

گر خموشم تو بدان، تیغم نداده روزگار💐

برای رودخونه من دعا کنید که هیچ اهمیتی به آدمها نده و همیشه جاری باشه.

خندوانه ی تلخ

وقتی یک اتفاق مثل قتل الهه حسین نژاد در ایران پیش میاد. بعد از شوک اتفاق و تاثر عمومی جامعه، جامعه دچار شوک بدتری می شود و آن هم قوانین عجیب قوه قضائیه که بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است تا قانون.

آن هنگام که شاه اسماعیل صفوی فقه امامیه را برای مردم این مرز و بوم برگزید شاید اصلا باور نمی کرد که زمانی بر اساس قوانین موجود در این فقه بخواهند جامعه پیچیده ای را اداره کنند و برای هر مشکل عقل و تجربه را به کناری گذاشته به دنبال اسنادی در لا به لای گورستان تاریخ بگردند و همه این خندوانه را به پای دین بنویسند.

💐دوش با قران حق در خواب کردم گفتگو

گفتم ای مشق رسول از من چه می خواهی بگو

گفت در تو جمع باشد بس نفاق و ابلهی

عرض (آبرو) من را می بری .......... دیگر ز قرآنش مگو💐

چرک کف دست

امروز خواستم مرغ بخرم وارد مغازه شدم. زنی داشت با فروشنده صحبت می کرد اصرار داشت بهش مرغی بده با یه مبلغ و فروشنده می گفت با این قیمت مرغ نداریم.

اشاره ای به فروشنده کردم که من حساب می کنم. و اصلا نگاهی به زن نکردم. ازش خجالت می کشیدم که من فقط فیله مرغ میخرم اما اون توانایی خرید یه مرغ رو نداره.

فقر شوخی نداره. خدا نکنه آدم از خرج عقب بیافته. وقتی نداری یعنی نداری.

بیایید دعا کنیم که کسی محتاج نشه. پول چرک کف دسته. الهی هیچ کف دستی بی چرک نباشه🤲🤲

امروز و دیروز

ورزشکارهای امروز ما میرن خارج از کشور به جرم تجاوز و دزدی بازداشت میشن و ورزشکارهای دیروز ما تختی رو نمی گم همین دوره علی دایی می رفتند و با جام اخلاق برمی گشتند. میدونید چرا؟ به خاطر همون پست "جوونی قدیم" که ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ نوشتم.

اما همون هم شاید ریشه اش عمیق تر باشه. چند روز پیش یه دورهمی با بچه های دبیرستان داشتیم. یکی از هم کلاسیهام که با دخترش اومده بود استاد دانشگاه تو ایالت نیویورک آمریکا هست. همسرش هم ایرانیه. یه چند روز مرخصی گرفته بود اومده بود ایران. دورهمی اصلا به خاطر اون بود. می گفت ما تو آمریکا اسما ۴۰ الی ۵۰ ساعت کار می کنیم. اما در واقع مجبوریم ۶۰ تا ۷۰ ساعت کار کنیم تازه نصف حقوقمون میره واسه مالیات. اینو که گفت تازه فهمیدم این همه متانت و آرامش و معصومیت تو چهره دخترش که اونجا دنیا اومده چیه.

💐نیست راهی سوی رب متعال

جز یکی آن کسب روزی حلال💐

دعای عرفه

امروز دعای عرفه رو برای اولین بار با معنی خوندم. چه مناجات زیبایی. با رعایت همه چیزهایی که تو کتابهای روانشناسی و خودسازی و راز نوشته شده. مثلا با زبان حال صحبت کنیم. انگار حاجتمون رو گرفتیم.

ظریفی می گفت تو اینستا یه خانمه با سر وسینه باز از خدا میگه همون چیزهایی که آخوندها بالا منبر میگن اون هم میگه انگار حرف جدیدی نداره. با همین حرفهاش کلی فالور داره.

گفتم انسان حرفی نداره غیر از اینکه خداش رو صدا بزنه آخه ذره ذره ی وجودش از خداست و خداش رو فریاد میکنه.

💐من چه گویم ای خدای ذوالجلال

هر چه جز نام تو باشد قیل و قال💐

چه بهتر که همصدا با مولاش امام حسین بگه خدا.

انسان در چنبره هورمونها

امروز وسط ناهار درست کردن با هوش مصنوعی حرف میزدم. از هورمونها پرسیدم ابتدا از هورمونی که سبب مراقبت از فرزند می شود او به اکسیتوسین اشاره کرد که سبب عاطفه و پیوند در موجودات می شود همین طور رفتیم تا رسیدیم به عبادت. او گفت ترکیب هورمونی در عبادت منحصر به فرد است. ترکیبی از اکسیتوسین، سروتین، دوپامین با کاهش کورتیزول است که حتی در عشق انسانی هم نداریم. تازه بعضی ریاضت ها مثل روزه سبب ترشح اندروفین که باعت تحمل درد و افزایش وجد است می شود. مثل سرخوشی بعد از ورزشهای سنگین. در حالیکه هورمون دوپامین که در انجام گناه و کارهای ممنوعه زیاد ترشح میشه اگر با اکسیتوسین هورمون حس و عاطفه هم همراه باشه باعث وابستگی بیمارگونه و اختلالات روانی میشه.

با توجه به موارد بالا پس هیچ کاری را نباید منع کرد. اثرات منفی اون رو بگین روشنش کنید بعد بهش بگین برو هر چه قدر دلت میخواد انجام بده تا جونت درآد‌. این خیلی ضد حاله. البته قوانین جامعه و سیستم تنبیهی و تشویقی برای اداره امور باید باشه همون جور که در بدن ما وجود دارد فقط طوری نباشه که با یه روسری ورداشتن در حالیکه موهای وزوزی و نامرتب رو به نمایش میگذارند و موهاشون تو مترو تو دماغ و دهن مردمه احساس پادشاهی کنن.

آب شوخی ندارد

توخیلی از ساعات شبانه روز به جای کولر آبی یا گازی در خیلی از مناطق تهران میشه از پنکه استفاده کرد که در مقایسه با یک کولر آبی ۴۰۰۰ مصرف برق آن ۶ برابر کمتر و مصرف آب آن صفر است.

مصرف آب در کولر آبی ۴۰۰۰ هر ساعت حداقل ۱۰ و حداکثر ۲۰ لیتر است.

با بی برقی شاید بتوان کوتاه آمد اما آب شوخی ندارد.

به فکر خودمون باشیم.

تقیه

آقا جان دیدی چه قدر زشت خندیدند. یکی خاطره ای از کسی که ادعا می کرد تو رو دیده تو گروه گذاشت. بعد همه به اون خاطره خندیدند. خودش هم می خندید.

من تا خوندم خیلی بدم اومد. فهمیدم میخوان مسخره کنند.

اصلا نباید از تو حرف بزنیم. هیچی نباید از شما بنویسیم، مگه تو دفترچه خاطراتمون مثل وبلاگ. فقط عمل کنیم به گفته هاتون بی ادعا. آخه ضعیفیم پر از گناهیم. ادعای اسلام می کنیم در حالی که پر از اشتباهیم. بهونه ای میشیم واسه اینکه هو مون کنند و چون در دنیامون شما رو نداریم که چهره واقعی اسلامید اسلام رو هو می کنند.

واسه همین امام رضا از ما خواست تا قبل از ظهورت تقیه کنیم:

"کسی که پرهیزکاری ندارد، دین ندارد و آن کس که تقیه نمی کند، ایمان ندارد. گرامی ترین شما نزد خدا، عمل کننده ترین شماست به تقیه ....... تا هنگام خروج قائم"

💐پیش نا اهل سخن از دل و دلدار مگو

مر خران را سخنی جز علف و بار مگو

باورت هست مسیحا نفسی در راه است

باورت را سر هر کوچه و بازار مگو💐

عقل لنگ

💐من نمیدانم چه گویم پای عقلم مانده لنگ

که به آهویت بنالم یا ببالم بر پلنگ💐

آپلود عکس

دروازه دولاب

چهارشنبه از سرکار رفتم به دوران کودکی به منطقه ای که بوی دوران بی خبری را داشت. آره دروازه دولاب.

من عقیده دارم برای تفریح لازم نیست کیلومترها رانندگی کنی همون پارک نزدیک خونه، همون محله قدیمی خودت خیلی هم عالیه.

چهارشنبه به پارک دوران بچگی خیابونهاش و خونه قدیمی خودمون که تجمیع کردند و چند طبقه ای ساختند سر زدم. بعد از اون امامزاده یحیی زیارت کردم و چنار ۹۰۰ ساله کنار امامزاده.

آپلود عکس