رودخونه ی من
دیروز گفتم: وقتی دولت می گه یه جایی بافت مسکونی نیست یعنی نیست یعنی من نمی تونم آب و برق و گاز بدم. مثل اون طرف رودخونه ده ما که گاز نمی دهند.
گفت: گاز گرفتند. انشعاب دادند.
گفتم: چه جور روی رودخونه رو رد کردند اون طرف اگه بخواهند انشعاب بدهند باید یه هدر داشته باشه و جاده سرویس.
گفت: نه. هر کی رفت لابی کرد این ور رودخونه که بافت بود علمکش رو گذاشت از رودخونه خودش رد کرد و خونه اش رو گاز کشی کرد.
گفتم: یعنی بابت هر علمک و هر خونه یه لوله از بالای رودخونه رد شده. خیلی زشت شده.
دلم گرفتم: ادامه دادم غلط کردند لابی کردند رودخونه کوچولوی من چند تا لوله گاز باید از روش رد بشه.
می بینید به جاش چه قدر فرعونیم. واسه چند روز موندن در سال با طبیعت چه می کنیم.
💐من چو فرعونم و از فرعونیم کی ننگ و عار
گر خموشم تو بدان، تیغم نداده روزگار💐
برای رودخونه من دعا کنید که هیچ اهمیتی به آدمها نده و همیشه جاری باشه.
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.