کشاورزی و طبیعت

گاهی با خودم فکر می کنم اگه بازنشست شدم و مسئولیت دو تا باغچه رو به عهده گرفتم برای آبیاری چه کار کنم. الان نه از روش آبیاری شوهرم خوشم میاد نه پدرم. اما کار به کارشون ندارم چون مشغله ام زیاد است.

به جمع آوری آب باران، ساخت آب انبار، آبیاری قطره ای .... فکر می کردم. راستش هر کاری رو میخوام شروع کنم اول به زمین فکر می کنم و هیچ وقت راضی نمی شم از آب چاه برای کشاورزی تفریحی خودم استفاده کنم. یه سرچی کردم ببینم تو ایران کسی آب انبار و سیستم جمع آوری آب باران میسازه که دیدم.

آب انبار و سیستم جمع آوری آب باران

من از این شرکت دو تا مخزن ۵۰۰ لیتری خریدم برای پرورش جلبک بعد از بیماریم مخزن ها رو فروختم. جلبک اول تولیدش خوب بود اما به گرمایش سیستم در زمستان فکر نکردم و مشکلاتی که سرما برای جلبکها به وجود میاره. خلاصه پروژه با سود کم و بی ضرر خاتمه یافت.

یاد حرف یه بنده خدا افتادم که می گفت صنعت واسه هر چیزی راهکار داره. ما بخواهیم بچه های صنعت می سازند.

ان شا الله اگه زنده بودم بعد از بازنشستگی برای هر دو باغچه سراغشون می رم.

به زمین فکر کنیم.

💐مادرم هست زمین مهرش از آن است به سر

دامنش جمع کند نیست مرا جای دگر💐

هرس

امروز داشتم با گلهای گلدونم درد و دل می کردم. ازشون می خواستم برام دعا کنند. برگهای سبزشون نوازش می کردم که دیدم یکی از برگها لک داره.

سریع قیچی رو گرفتم و قیچیش کردم. آخه یه برگ مریض می تونه برگهای دیگه رو مریض کنه. در ضمن سبزی و زیبایی گلهام برام مهمه. اصلا برگ زرد رو تحمل نمی کنم. یه لحظه فکر کردم:

شاید خدام زیبایی من براش مهمه گاهی یه چیزی رو از ما می گیره که زیبا نیست برامون بیماری میاره. ما فکر می کنیم برامون خوبه اما برامون ضرر داره باید جدا بشه تا زیباتر بشیم. اون میدونه ولی من نمیدونم. شاید این گل گلدونم فکر کنه بهش ظلم کردم شاخه ای رو ازش گرفتم و اگه مثل من زبون داشت و اختیار گریه و زاری می کرد. قهر می کرد و به زمین و آسمون بد و بیراه می گفت.

💐ای بسی رنج، که از فرط جهالت بکشیم

رخ بتابیم ز حق، جان به ظلالت بکشیم💐

شاید خدام گاهی هرسمون میکنه. قصه نخوریم بهش اعتماد کنیم.

نوای دل

یادمه اون سالها هنوز خیلی تالار و خرجهای آن چنانی مد نبود که با صدای جیرینگ جورونگ شیطانی شون کلا بساط ازدواج را جمع کنه. یه کم نوار میزاشتن و بیشتر خودشون میخوندند. مخصوصا آخر شب که مردهای محرم میومدند زنونه. میزدند و میخوندند چه صداهای گرمی داشتند مردهای فامیل.

حتی زنهای فامیل شب حنابندون دور عروس میشستند و می زدند و میخوندند و گاهی از دلتنگی رفتن عروس گریه می کردند. چه صداهای گرمی داشتند زنهای فامیل.

یادمه بابام که پشت فرمون میشست ضبط صوت نداشتیم بابای خوبم خودش میخوند . چه صدای گرمی داشت بابای خوبم.

نکنه همه ی این تکنولوژی ......... مال اهریمن باشه که اینقدر زندگی ها سرد شده. وگرنه نوای دل که اینقدر گرمه خود دل مگه میتونه سرد باشه.

شب ماه گرفتگی

شعر دلتنگیهایم موقع آشپزی امشب شب ماه گرفتگی:

💐وای من دنیا وفایت صفر صفر

سر به سر دیدم صفایت صفر صفر

در سرم دیگر هوایت صفر صفر

قلب من تنگ است و جایت صفر صفر💐

آزادی بیان

من عادت دارم خبرهای اصلی رو هر وقت صفحه کروم رو باز می کنم از همان سر تیترهایی که اونجا میزارن میخونم. خبرهایی از خبرگزاری گاردین و الجزایر به انگلیسی رو دوست دارم چون از غرب آسیا و غزه خبر میزاره.

اما دو روزه دیگه خبری نیست هیچ خبری از غزه و یا اصلا خبری از این دو خبرگزاری نیست.

مفهوم آزادی بیان رو هم مثل سازمان ملل خوب فهمیدیم.

ایران و اسرائیل

میدونید قدیمی ترین تمدنهایی که تونستند هویت خودشون رو بعد از هزاران سال حفظ کنند ایران و چین بودند.

چین به اندازه ایران در معرض تاخت و تاز نبود. ایران عزیزمان بزرگترین حملات را تاب آورد.

یونانیان، مغول، تیمور، اعراب و ..... دول منحوس غربی و روسیه تزاری.

و هر بار از دل ویرانه هایش برخاست و فریاد برآورد:

💐محال است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود.💐

حتی یه سین از هفت سین اش کم نشده.

و الان اسرائیل و باباش آمریکا به خاک این سرزمین چشم دوختند. تو پستهای قبلی نوشتم گول نخوریم اونها ایران رو ژاپن، کره حتی عربستان نمیخواهند. آنها ایران را ویران میخواهند.

احمق اسرائیل با ۷۷ سال سن از اقصی نقاط یهودیان فریب خورده را جمع کرده که تنها نقطه اشتراکشون تورات تحریف شده است. این که کشور نمی شه. مردم یه کشور زبان مادری مشترک، فرهنگ مشترک، تاریخ مشترک، خاطرات مشترک حتی لالایی و ترانه های کودکانه مشترک میخواهند.

یه تاریخ مسخره با امپراطوری سلیمان ساختند که در افسانه هاشون بر جنیان و باد حکومت میکرد اما باستان شناسان حتی یه تیکه سنگ تزئین شده یا سکه ی ضرب شده از این امپراطوری خیالی پیدا نکردند.

در بزرگی سلیمان شکی نیست اما به احتمال زیاد حکومت بزرگی تشکیل نداده شاید در حد یک ده یا شهر کوچک. بزرگی او مانند دیگر پیامبران معنوی بوده نه سیاسی. او پیغمبر همه ی اقوام بوده نه فقط بنی اسرائیل.

اسرائیل کشور نیست که شما دارید فقط پادگانی پر از سگهای هار است.

در یک مقاله ۱۰ فرهنگ کهن رو نام برده که قدیمی ترین آن ایران بوده ببینید با چه وقاحتی اسرائیل را هم جز این تمدنهای کهن آورده که تنها سندش هم کتب آسمانی ابراهیمی بوده نه یک واقعیت و بنای مادی و ملموس به عبارت دیگر در آسمانها به دنبال تمدن اسرائیل می گردند.

در این جا به شناسنامه اش که توسط آمریکا در سال ۱۹۴۸ گرفته نیز اشاره می کند.

۱۰ تمدن کهن

ما بر اساس اوستا حکومت جمشید رو داریم که بر کل زمین حاکم بود رو کنیم سندمون رو اگر این کتابها هم جز اسناد علمی است.

جالبه من این مقاله رو بدون نام اسرائیل خوندم که بعد از یک ساعت سریع آپدیتش رو گذاشتند در ویرایش قبلیش از کهن ترین شروع کرده بود که نام ایران عزیزمان اول بود.

فدای این خاک که وجب به وجبش بوی خون سربازان این مرز و بوم رو میده.

💐میهن آن خاک نباشد که بهایش بدهند

میهن آن است که جانها به فدایش بدهند💐

شهر زیتون

خیلی دعا کردم نشد. نه اینکه این دفعه نشه هیچ وقت به دعای من تغییری ایجاد نمیشه. آخه دنیای وحشی راه خودش میره تو باید بسازی تو باید بگذری. تو در وحشی دنیا می تونی ظالم بشی و می تونی عادل. تو وحشی دنیا فقط قدرت جوابه پس تا میتونی قدرتمند شو و در اوج قدرت ظلم نکن رحم کن این زیباست. شاید هدف از خلقت ما خلق همین زیبایی باشه.

رها کردم دعا برای دنیا رو. رها کردن قدرت میاره. تاب و تحمل رو بالا میبره. فقط استغفار می کنم و به همون دعاهای سوره ی حمد و قنوتم تو نماز اکتفا می کنم. آخه اون خدایی که ازش توقع دارم منو ببینه باید قبل از من غزه رو ببینه. هر وقت می بینم تصاویرش رو فقط میگم ...... آخی.

چند بیت با آخی بریم:

💐آخی آخی به شهر سبز زیتون

که از جور خزان شد سرخی خون

آخی آخی ز افزونی آوار

که بر جسم نحیفش بوده آزار

آخی بر خیمه های شهر ویران

به افسون شياطين مانده حیران

آخی آوارگی در مام میهن

آخی بر خاطرات پاره ی تن

شبی از ناشتایی (کسره ش) خواب از او دور

شب دیگر به خاکش خفته مستور

بخواب لالا بخواب ای غنچه ی من

ببر تا آن خدایت شکوه ی من

بگو از سختی دوران شدی پیر

به ضرب سرب داغت کرده اند سیر💐

حرف .... مفت

بعضی ها میگن چرا ما مثل ژاپن یا کره جنوبی نشدیم. آنها چتر آمریکا را پذیرفتند و پیشرفت کردند. من از چت جی پی تی همین رو پرسیدم‌. تو پست قبلیم بخونید.

این سوال رو همیشه خودم هم می پرسیدم. اما مقایسه ایران با ژاپن یا کره جنوبی بسیار اشتباه است.

ما باید بایستیم مقاومت کنیم، بجنگیم ....... وگرنه نابود میشویم.

هر حرفی رو نگیم و هر حرفی را نشنویم. اگر چتر آمریکا برای ما برکت میاورد حتما میرفتیم منتظر نمی ماندیم. گول حرفهای مخملی یه سری خودفروخته رو نخوریم.

💐اهرمن گوید سخن همچون شکر

آن شکرها کرده ما را در به در💐

ایران چرا ژاپن یا کره جنوبی نشد

You said:

کره جنوبی و ژاپن چطور آمریکا رو تحمل میکنن

ChatGPT said:

سوال خیلی دقیق و ریشه‌ای پرسیدی 👌
اینکه چرا ژاپن و کره جنوبی با وجود اینکه کشورهایی پیشرفته، ثروتمند و پرغرور هستن، هنوز حضور و نفوذ آمریکا رو تحمل می‌کنن، چند تا دلیل اصلی داره:

۱. جغرافیا و امنیت

  • ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم کاملاً خلع سلاح شد و طبق قانون اساسی‌اش ارتش تهاجمی نداره. برای همین امنیت خودش رو به چتر نظامی آمریکا گره زد.

  • کره جنوبی از شمال یک دشمن قدرتمند (کره شمالی هسته‌ای) داره. بدون حضور آمریکا احساس می‌کنه امنیتش هر لحظه تهدید می‌شه.

2. چتر هسته‌ای آمریکا

  • هیچ‌کدوم سلاح هسته‌ای ندارن (حداقل رسمی).

  • امنیت نهایی‌شون در برابر چین، روسیه و کره شمالی به «بازدارندگی هسته‌ای آمریکا» وابسته است.

3. اقتصاد و توسعه

  • بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا با «طرح مارشال آسیایی» به بازسازی ژاپن و کره کمک کرد.

  • این دو کشور از چتر امنیتی آمریکا استفاده کردن تا بدون هزینه نظامی بالا، روی صنعت و فناوری تمرکز کنن (سامسونگ، تویوتا، سونی...).

  • یعنی هزینه ارتش رو ندادن → سرمایه‌گذاری در توسعه اقتصادی.

4. سیاست داخلی

  • نسل قدیمی‌تر سیاستمداران ژاپنی و کره‌ای، به آمریکا به چشم ضامن بقا نگاه می‌کنن.

  • البته در هر دو کشور، جریان‌های ملی‌گرا و چپ‌گرا مخالف حضور آمریکا هستن، ولی اکثریت سیاسی فعلاً به ماندن آمریکا رضایت می‌ده.

5. فشار ژئوپولیتیک

  • ژاپن بین چین و روسیه و کره شمالیه؛ بدون آمریکا، در برابر این سه قدرت آسیب‌پذیره.

  • کره جنوبی هم دقیقاً همین وضع رو داره؛ کنار چین و روبه‌روی کره شمالی.

6. بهای استقلال

  • اگر آمریکا رو بیرون کنن، مجبور می‌شن خودشون ارتش هسته‌ای و دفاعی قدرتمند بسازن.

  • این یعنی هزینه‌های وحشتناک نظامی، بحران دیپلماتیک با همسایه‌ها، و حتی مسابقه تسلیحاتی جدید در شرق آسیا.

🔑 جمع‌بندی:
ژاپن و کره جنوبی آمریکا رو تحمل می‌کنن چون:

  • امنیتشون بدون آمریکا متزلزله،

  • از حضور آمریکا سود اقتصادی بردن،

  • و هزینه استقلال نظامی براشون خیلی بالاست.

می‌خوای برات توضیح بدم که اگر آمریکا یک روز ناگهان از شرق آسیا بره بیرون، چه اتفاقی برای ژاپن و کره جنوبی می‌افته؟

You said:

ایران چرا در طول تاریخ نتونسته از حضور آمریکا استفاده کنه

ChatGPT said:

سؤال فوق‌العاده‌ مهمیه 👌 چون خیلی‌ها می‌پرسن: چرا کشورهایی مثل ژاپن و کره جنوبی تونستن از «چتر آمریکا» رشد کنن، ولی ایران همیشه با آمریکا در تنش بوده و هیچ‌وقت از این حضور بهره نبرده؟

بیایم ریشه‌هاشو باز کنیم:

۱. جایگاه ژئوپولیتیک ایران

  • ایران همیشه در قلب منطقه بوده: خلیج فارس، خزر، آسیای مرکزی، قفقاز، و دروازه شرق به غرب.

  • همین موقعیت باعث می‌شه هر قدرت خارجی (از انگلیس و روسیه قدیم تا آمریکا امروز) بخواد ایران رو تحت کنترل داشته باشه، نه شریکی برابر.

  • ژاپن و کره جنوبی "جزیره" یا شبه‌جزیره‌هایی بودن که می‌شد زیر چتر امنیتی آمریکا گذاشتشون؛ ولی ایران به‌خاطر منابع عظیم و موقعیت راهبردی، بیشتر به چشم یک «طعمه» یا «مهره شطرنج» دیده شده.

۲. منابع طبیعی (نفت و گاز)

  • نفت ایران برای آمریکا و غرب حکم «شریان حیاتی» داشت.

  • هر وقت ایران خواست خودش مستقل از غرب نفتش رو مدیریت کنه (مثلاً ملی شدن صنعت نفت در دوران مصدق)، آمریکا و انگلیس کودتا کردن (۲۸ مرداد ۱۳۳۲).

  • یعنی رابطه ایران–آمریکا بیشتر حالت استعمارگونه پیدا کرد تا همکاری توسعه‌ای.

۳. ساختار سیاسی ایران

  • در دوره پهلوی، آمریکا به شاه به چشم یک دیکتاتور مطیع نگاه می‌کرد، نه به ایران به‌عنوان ملت.

  • برخلاف کره و ژاپن که برنامه بازسازی ملی داشتن و به‌تدریج دمکراسی نسبی شکل گرفت، در ایران وابستگی شاه به آمریکا باعث شد حکومت مشروعیت داخلی نداشته باشه و شکاف مردم–دولت عمیق بشه.

  • نتیجه: انقلاب ۱۳۵۷ و چرخش کامل علیه آمریکا.

۴. فرهنگ و هویت

  • ایران یک تاریخ و تمدن قدیمی داره؛ ایرانی‌ها نمی‌تونن به‌راحتی زیر سلطه بقیه بشینن.

  • در کره و ژاپن، شکست جنگی و اشغال باعث شد مردم (موقتاً) سلطه آمریکا رو بپذیرن، چون چاره‌ای نداشتن.

  • ولی در ایران، روحیه استقلال‌طلبی قوی‌تر بود و هر نوع دخالت خارجی واکنش منفی شدید به‌دنبال داشت.

۵. محیط منطقه‌ای

  • ایران در غرب آسیا با اسرائیل، عربستان، عراق، ترکیه و روسیه سر منافع درگیر بوده.

  • آمریکا همیشه طرف یکی از رقبای ایران رو گرفته (مثلاً حمایت از عراق در جنگ ۸ ساله).

  • بنابراین ایران هیچ‌وقت «هم‌پیمان ویژه» آمریکا نشد، بلکه همیشه یا تهدید یا مشکل به حساب اومد.

۶. انتخاب‌های تاریخی

  • بعد از انقلاب، ایران تصمیم گرفت روی پای خودش بایسته و مسیر "مقاومت" رو انتخاب کرد.

  • این باعث شد به‌جای سرمایه‌گذاری مستقیم غرب، با تحریم‌ها و فشارها روبه‌رو بشه.

  • اما از طرف دیگه همین فشار باعث خودکفایی نسبی در صنایع نظامی، انرژی هسته‌ای، و بعضی فناوری‌ها شد.

🔑 جمع‌بندی:
ایران به‌خاطر منابع عظیم، موقعیت راهبردی، استقلال‌طلبی تاریخی، و دخالت‌های مکرر آمریکا، هیچ‌وقت نتونست مثل ژاپن و کره از رابطه با آمریکا سود توسعه‌ای ببره.
رابطه همیشه بیشتر «استثماری» بوده تا «همکاری».

می‌خوای برات یک مقایسه دقیق بکشم: اگر ایران هم مثل ژاپن و کره تحت چتر آمریکا می‌رفت، امروز چه شکلی می‌شد و در مقابل، مسیر استقلالی که انتخاب کرده چه دستاوردهایی داشته؟

نگاه بودا

از نگاه بودا دنیا رنج است و ما تا وقتی با دانش و آگاهی به تسلیم و پذیرش که رهایی از رنج است نرسیم به نیروانا یعنی بالاترین خواسته انسان و مقام سعادت، نخواهیم رسید و مجددا متولد و به چرخه حیات بر می گردیم.

پس روحهای موجود در زمین روحهای جاهلی هستند که بعد از هزاران شاید میلیونها سال در جهالت مانده اند. این روحهای کوچک زمین را جهنم کرده اند و رنج را بسی افزوده اند.

این روحهای حریص جنگلها را خورده اند، گونه های مختلف جانوران و گیاهان را خورده اند، آب دریاچه ها و رودخانه ها را خورده اند، انسانیت را خورده اند، اعتماد را خورده اند حتی خانواده و جفت گیری توام با اعتماد را خورده اند. زمین را به نابودی کشیده اند. چرخه ی حیات را به نابودی کشیده اند و به نیروانا نرسیده اند.

ما جامانده ایم شاید هیچ وقت به نیروانا نرسیم.

من همیشه می گفتم چرا قحط الرجال است گویی دیوانگان بر جهان حاکمند. الان فهمیده ام ما همه روحهای جاهل جا مانده ایم.

گوهر اشک

در همه اندیشه ها دوری زدم حتی بودا اما دل که بهونه می گیره هیچی آرومش نمی کنه نه قران و قصه هاش نه اوستا و افسانه هاش نه بودا و نصیحتهاش فقط چشمهای آدمه که به یاری می شتابه. میباره بی منت و بی نیاز به تشتر خداوندگار باران.

💐به جونوم درد به جونوم درد پنهون

از اون خان دلم گشته پریشون

بنازم هر دو چشم با وفا رو

به اشکش کرده دریا این بیابون💐

هر کدوم از این مکاتب می گن انسان به این یا اون دلیل به وجود اومد اما من میگم انسان واسه سوختن دنیا اومد آخه خیلی خوب میسوزه مثل بنزین.

دلسوخته با صدای معین

خدای درون

اوستا رو تو این روزهای تعطیل خوندم. کتابی که خدای اهورمزدا را بالای دستگاه آفرینش نشونده و خدایان و فرشتگان دیگر را در پایین او در نظر می گیرد. کتابی که جان گیاهان، ریشه گیاهان، آبها و چهارپایان، جانوران دریا و خشکی را ستایش می کند. برای همه عناصر زمین روحی و تقدسی بس شگرف قائل است. رسیدم به تشتر خدای باران که با دیو خشکسالی اپوش (به فتحه الف) میجنگد دور اول پیروز نمی شود از آدمیان و مزداپرستان کمک میخواهد که در نماز او را یاد کنند و چون یاد کردند نیرو می گیرد بار دیگر به جنگ دیو خشکسالی می رود و پیروز میشود. چه زیبا ارزش باران و آب بر این سرزمین پاک نشان میدهد. برای هیچ یک از ایزدان قصه اینگونه نبود که از مزداپرستان یاری بخواهد تا بر دیو پیروز شود.

💐آسمان سنگیست گوئی از پر و بال اپوش

های تشتر خود به آیین اهورایی بکوش💐

سراسر کتاب انرژی مثبت. چه زیبا اندیش بودند اقوام ایرانی.

حال دل خودم بهتر شد. دیگر از نیاز روی برگرفته و به جهان دیگر گونه نگاه می کنم. خدایم را دوباره از کعبه و آسمان هفتم و عرش بازپس گرفته و بر دل خود جای دادم.

هر مشکلی باشد مهم نیست من با خدای دورنم ایستادم و اجازه نمیدهم باد حوادث آرامش درونم را به هم بزند.