بارون

امروز صبح موقع سحر نگاه بیرون نکردم خبری از بارون نبود بعد از سحر یه ذره خوابیدم. خواب دیدم اومدم بیرون خونمون نبود یه جای دیگه بود چند تا پله می خورد باید میومدم پایین تا برسم کوچه. دیدم زمین خیسه و بارون نمه نمه میاد خوشحال شدم و گفتم خدایا شکرت.

اما دیدم سبکم انگار سبک پا میزارم رو زمین یا اصلا انگار پا نمیزارم فهمیدم خوابم.

اول ناراحت شدم که چرا خوابم بعد گفتم ول کن وقت پروازه. دستام باز کردم شروع کردم به هوار رفتن بارون شدیدتر شد من بالاتر رفتم بالاتر برف و بارون قاطی بود.

💐ای خوش آن روزی کز اینجا بگذرم

پرده ی ارض و سما را بردرم

برشوم تا نور او بی اختیار

بر امید بخشش آمرزگار💐

برم دیگه سر کار.

واسه بارون دعا کنید ...... خیلی دعا کنید.

جاویدان

قدیم می گفتیم شهید شده حالا می گیم جاویدان شده.

چهل و هفت سال پیش شاه مملکت رو بیرون کردیم و مسیر یه روحانی رو گلباران دیو چو بیرون رود خوندیم در حالیکه دیو درون خودمون شنگول و بیدار بود. فرشته در آید خوندیم. اما هیچ به فرشته خو شدن خودمون فکر نکردیم.

باز اون روحانی به اسم خدا و پیغمبر اومد و یه نورانیت و متانتی در سیمایش بود.

اما حالا باز دیو درونمون نعره می کشه خلق خودمون و دیگران رو تنگ میاریم اما فرشته ای دور و برمون نیست که بیاریمش یه ذره بوی گند خودمون رو فراموش کنیم. پناه بردیم به خارج از کشور دنبال یه زرد موی بوزینه صفت که طبل رسوایی اش گوش جهان رو کر کرده.

خودم که از فضای مجازی چه این وری چه اونوری دورم از همشون بدم میاد. اما دیروز تو مترو چشمم به گوشی یه خانمی افتاد. یه کلیپ رو دیدم به این مضمون که:

مردم ایران چشم امیدشون به ترامپ است و ترامپ چشم امیدش به عیسی مسیح.

دلم می خواست سرم رو محکم به شیشه مترو بکوبم. آخه حماقت تا کجا.

بابا یه مناجاتی کن با خالق هستی یه چله ای بگیر یه زهدی یه تقوایی یه ذکری تا دورنت با صفا بشه.

💐من نیم ابلیس دانم کیست او

کی جدا از ماست با ما زیست او

هم ملک هم جنت و رضوان منم

هم جهنم، نار و هم شیطان منم💐

فرهنگ شهادت

نگاهی به تاریخ ایران از گذشته های دور تا کنون ما را متوجه این موضوع می کند که این قوم کهن برای نمادها و اسطوره های به خون کشیده شده ی عدالتخواه ایام عزاداری برگزار می کند.

سیاوش

زید بن علی

حسین بن علی

در همه فرهنگها اسطوره های این چنینی بودند اما سوگواری سنتی برای آنان نه.

گویی این قوم کهن هر سال به خود یاد آور می شوند هر چند زندگی نعمتی است الهی اما نه به قیمت از دست دادن عزت و سربلندی.

روشنفکران غربزده که دیوانه وار هر سنتی از این قوم کهن را به سخره می گیرند بدانند:

ایرانیان ۵۰ سال نیست که فرهنگ شهادت دارد پنج هزار سال است و هیاهوی مذبوحانه ی آنان آب در هاون کوبیدن است. دیوانگی آنان تا بدانجا رسیده که در سوگواری صاحب عزا را می رقصانند و با کلمات عرزش و از همین خزعبلات سعی در به زنجیر کشیدن فرزندان رستم دارند.

ما با این فرهنگ از زیر چکمه های یونان، اعراب، مغول، تیمور و دول منحوس روسیه و غرب برخواستیم و بانگ زدیم:

💐کاین منم از نسل نور و آفتاب

سر فرود کی آورم با هر عتاب

گر بمیرم گر بسوزم خاک من

باز برخیزد بخواند ای وطن

خاک من را باد در رقص آورد

خار در چشم هریمن آورد

................................💐

محمد رضا پهلوی

هیچ میدونستید که محمد رضا پهلوی مذهبی بود. این لینک رو ببینید.

زندگی معنوی محمد رضا

از نظر من او، پدرش، خمینی و خامنه ای همه به ایران خدمت کردند. مشکل مفاسد اقتصادی است که گویی با اقتصاد ایران عجین شده است و در دوران محمد رضا هم وجود داشت. در کتاب خاطرات هویدا خواندم. که شاه با عصبانیت گفت اگر شما نمی توانید قیمت ها را کنترل کنید من از ارتش استفاده کنم.

باید صبر کرد ریشه های فساد را جستجو کرد. شاید در درون سنت و فرهنگ ما باشد.

همین فرهنگ چاپلوسی و تعارف خودش ریشه ی مفسده های بسیار است. شما اشتباه را می بینی اما به خاطر منفعت جزئی خودت سکوت می کنی.

فساد از من از ما از همه چه بزرگ می شود!!!!

💐هر فسادی در برون، بیرون تراود از درون

اهرمن در خویش توست، بس کن دگر این جنگ و خون💐