فرهنگ شهادت
نگاهی به تاریخ ایران از گذشته های دور تا کنون ما را متوجه این موضوع می کند که این قوم کهن برای نمادها و اسطوره های به خون کشیده شده ی عدالتخواه ایام عزاداری برگزار می کند.
سیاوش
زید بن علی
حسین بن علی
در همه فرهنگها اسطوره های این چنینی بودند اما سوگواری سنتی برای آنان نه.
گویی این قوم کهن هر سال به خود یاد آور می شوند هر چند زندگی نعمتی است الهی اما نه به قیمت از دست دادن عزت و سربلندی.
روشنفکران غربزده که دیوانه وار هر سنتی از این قوم کهن را به سخره می گیرند بدانند:
ایرانیان ۵۰ سال نیست که فرهنگ شهادت دارد پنج هزار سال است و هیاهوی مذبوحانه ی آنان آب در هاون کوبیدن است. دیوانگی آنان تا بدانجا رسیده که در سوگواری صاحب عزا را می رقصانند و با کلمات عرزش و از همین خزعبلات سعی در به زنجیر کشیدن فرزندان رستم دارند.
ما با این فرهنگ از زیر چکمه های یونان، اعراب، مغول، تیمور و دول منحوس روسیه و غرب برخواستیم و بانگ زدیم:
💐کاین منم از نسل نور و آفتاب
سر فرود کی آورم با هر عتاب
گر بمیرم گر بسوزم خاک من
باز برخیزد بخواند ای وطن
خاک من را باد در رقص آورد
خار در چشم هریمن آورد
................................💐
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.