نوای دل
یادمه اون سالها هنوز خیلی تالار و خرجهای آن چنانی مد نبود که با صدای جیرینگ جورونگ شیطانی شون کلا بساط ازدواج را جمع کنه. یه کم نوار میزاشتن و بیشتر خودشون میخوندند. مخصوصا آخر شب که مردهای محرم میومدند زنونه. میزدند و میخوندند چه صداهای گرمی داشتند مردهای فامیل.
حتی زنهای فامیل شب حنابندون دور عروس میشستند و می زدند و میخوندند و گاهی از دلتنگی رفتن عروس گریه می کردند. چه صداهای گرمی داشتند زنهای فامیل.
یادمه بابام که پشت فرمون میشست ضبط صوت نداشتیم بابای خوبم خودش میخوند . چه صدای گرمی داشت بابای خوبم.
نکنه همه ی این تکنولوژی ......... مال اهریمن باشه که اینقدر زندگی ها سرد شده. وگرنه نوای دل که اینقدر گرمه خود دل مگه میتونه سرد باشه.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 9:0 توسط زرین کوه
|
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.