مهربانی در وحشی دنیا
دیروز رفتم استخر. بعد از شنا که برای خودم ۱۲۰۰ متر گذاشتم و باید هر طور شده هر هفته برم. رفتم سونا بخار. تو سونا مدت نسبتا زیادی بودم بعد رفتم جکوزی تو جکوزی با یه خانمی حرف زدم یه کم طول کشید. وقتی سوت اتمام رو زدند از جکوزی بیرون اومدم.
حس کردم سرم گیج میره نتونستم برم زیر دوش سرم گیج می رفت. نشستم نفسم به شماره افتاد و همه چیز رو تار میدیدم. دلم می خواست همون جا بخوابم. اصلا حس بدی نبود. انگار مست شده بودم.
مدتی نشستم خودم رو به زور جمع و جور کردم و با یه دوش آبسرد حالم بهتر شد.
مدت زیاد در سونا و جکوزی باعث گشادی رگها و به تبع آن افت فشار خون شد. یاد دستورش برای ذبح حیوانات افتادم. خفه کردن، انداختن و هر روشی غیر از زدن شاهرگ حیوان گوشت حیوان را حرام می کند. چاقو باید تیز باشد و قبلش حیوان را سیراب کنید.
شاید رفتن خون و کاهش فشار راحت ترین روش مرگ باشد. تا در این وحشی دنیا که بر پایه تنازع بقا یعنی مرگ یکی سبب بقا دیگری است ، مخلوقاتش کمتر زجر بکشند.
💐در جهان نازل و سنگی و کور
گاه آید برقه ای از شهر نور💐
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.