آپلود عکس

شب هفتم روضه

بعد از شهادت عبدالله امام باز یکه و تنها بر صف دشمن می زند.

💐حمله را از سر گرفت آن شهسوار

سوی دشمن از یمین و از یسار

بود بسی تشنه ولی جانش دلیر

می گریختند زو چو بزهایی ز شیر

تیرها کردند روانه سوی او

می خرید با سینه و گاهی گلو

این چنین می گفت به قوم بی وفا

بد رعایت کرده اید اهل کسا

بعد قتل من ندارید بی گمان

هیچ پروایی ز قتل بندگان

من به سوی حق تعالی می شوم

نیست اندوهی که بالا می شوم

لیک گیرد از شما او انتقام

تلخ سازد هر دو عالم را به کام

گفت حصین فرزند مالک کای شهید

او چگونه انتقام خواهد کشید

گفت گیرد از دل و دیده صحت

خون یکدیگر بریزید بی جهت

بهره از دنیا ندارید و امید

می شود پرپر و حسرت می کشید

در سرای آخرت هم در عذاب

تا ابد از بدترین نوع عقاب

از جراحتها حسین فاطمه

ناتوان گردید در آن غائله

گفت باقر بر عزیز بی کفن

سیصد و بیست زخم بوده بر بدن💐