انسان چه قدر محتاج دیده شدن است. همه کارهایش ورزش، درس، آرایش و پیرایش، کسب مهارت. وبلاگ زدن و حتی گناه بیشتر برای دیده شدن است.

اما حقیقتا برای کسی مهم نیستیم کسی ما رو نمی بینه. آخه خیلی زود به نبودن هم عادت می کنیم. پس باید یه جوری زندگی کنیم که اگه در کل این کره خاکی هیچ کس ما رو ندید و برای هیچ کس مهم نبودیم، خم به ابرو نیاوریم.

به خاطر آسمون کار کنیم، ورزش کنیم، بخندیم و شاد باشیم. آخه تو آسمون یکی است که همه رو می بینه و تک تک ما رو دوست داره. مثل مادری که فقط یک فرزند داره.

یا کریم بر کنج بامی نغمه ی دلدار کرد

یک صفت از یار او را خالی از اغیار کرد

من!؟

بسی دانم ولیکن جان من را دیو نفس

در گدایی نگاه این و آن بیمار کرد