تو شعرهای جادوی زمین یه شعرش رو خیلی دوست دارم. شاید هزار بار خوندمش. هزار بار با این بیتم پشت سر کلاغ رفتم عرش کردگار:

رفت کلاغ بالا به عرش کردگار

لیک تن دودی صدایش غار و غار

اگه به من بگن چه کاری در طول زندگیت بهترین کار بود می گم نوشتن این شعر.

شعرم در مورد قصه ی کلاغه که گره زدم به آدم. من این پرنده بی خیال رو خیلی دوست دارم.