بانگ غراب
تو شعرهای جادوی زمین یه شعرش رو خیلی دوست دارم. شاید هزار بار خوندمش. هزار بار با این بیتم پشت سر کلاغ رفتم عرش کردگار:
رفت کلاغ بالا به عرش کردگار
لیک تن دودی صدایش غار و غار
اگه به من بگن چه کاری در طول زندگیت بهترین کار بود می گم نوشتن این شعر.
شعرم در مورد قصه ی کلاغه که گره زدم به آدم. من این پرنده بی خیال رو خیلی دوست دارم.
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 20:27 توسط زرین کوه
|
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.