ریلی وسط پذیرایی
داشتم به انواع معماری داخلی آپارتمانها و چگونگی تحول در معماری فکر می کردم و سرچ می کردم و در دل ناراضی از بی فکری و تحولات آنی در جامعه ایرانی که گوشی را بر شکم گذاشته و روی مبل خوابم برد.
خواب دیدم خانه مادرم عوض شده دیوارهایش سفید رنگ و هر از چند گاهی از وسط پذیرایی آنها قطار رد می شود. البته قطار پنجره نداشته و شبیه یک دیوار متحرک ظاهر می شود بی صدا رد می شود. هنگام رد شدن قطار گویی در اتاق خواب طوفان می شود و من:
نگران که نکند کسی در ریل وسط پذیرایی باشد و قطار به او برخورد کند که از خواب بیدار شدم و گفتم ولش کن همون که ریل قطار از وسط پذیرایی رد نمی شه باید خدا رو شکر کرد . اشکال نداره به خاطر معماری دور از فرهنگ ایرانی نمی شه راحت مهمون دعوت کرد و همین سبب دور شدن خانواده ها از هم و دورشدن جوونها از خانواده و هزار مصیبت دیگر شده. خوابم را بیدار شدم نوشتم تا ........ یادم نره.
🌷هیچ دانی که چرا طاقت سوزن دارم
زخم بازی به تن از تیغ هریمن دارم🌷
راستی مگه میشه معماری غربی رو بدون هیچ تغییری کپی کنی و بخواهی به فرهنگ خودت باشی. دیر یا زود فرهنگت هم عوض میشه.
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.