بزدل دنیا
امروز تو ماشین نشسته بودم دعای عرفه گذاشته بودند. چه دعای زیبایی یاد دیشب افتادم که یکی از نزدیکانم از مشکل بیمه اش می گفت اونقدر ناراحت بود و اونقدر منفی که برام حرفی واسه گفتن نذاشت. زندگی رو سیاه میدید و در آخر حتی منو هم از مسببین این سیاهی می دونست. از همه چیز می ترسید و مرتب تکرار می کرد: حالم خوب نیست.
امروز موقع گوش دادن دعا براش دعا کردم. یاد مولام علی افتادم. تو دلم بهش گفتم:
یا علی! آیا میشود از آن نانهایی که تو کیسه میگذاشتی و برای فقرا میبردی به ما هم بدهی تا استخونهای ما سیر شود و این قدر از دنیا، فقر، گرسنگی و مشکلاتش نترسیم و هوای دلمهای ما همیشه بهاری باشه.
💐یا علی نانی بده تا کاملا سیرم کند
بزدل دنیا شدم، با قوتش شیرم کند💐
یادمه مادر بزرگم می گفت مازندران به خاطر این همیشه سرسبز و پرنعمت است که تو سفره ات رو اونجا تکون دادی.
برای همه گرفتارها دعا کنید که گرفتاریشون برطرف بشه. برای همه اونهایی که پر ترسند تا آروم بشن ....... تا قویتر بشن. برای عزیز من هم دعا کنید🤲🤲🤲 ......... تا حال دلش خوب بشه.

منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.