خداحافظی
دیروز دورهمی داشتیم به خاطر بازنشستگی یکی از همکاران بسیار خوبمان.
راستی من سه سال دیگه بازنشسته میشم. برای خداحافظی یه شعر سرودم قبلا شاید سیزده سال پیش موقع خداحافظی از بچه های شرکت قبلی. همونو می خونم:
💐گر چه در جمع عزیزان همه زحمت بودیم. لیک امید که شاید ز سر لطف و کرم یا که به سهو، نقطه ای از قلم افتد و بگوئید سراسر همه رحمت بودیم.💐
من یه خداحافظی دیگه هم دارم. وقتی از این دنیا رفتم رو سنگ قبرم. تا الان بهش فکر نکردم. میخوام یه بیت بنویسم هر کی خوند دلش به رحم بیاد و منو ببخشه. شاید این:
💐رو سیاه گنهم لیک حلالم بکنید
چشم دارم به یکی فاتحه یادم بکنید💐
بدک نشد اما باز باید روش فکر کنم ...... زیباتر..... زیباتر!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 9:26 توسط زرین کوه
|
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.