ایران من
ایران من دشمن دورادور تو را گرفته. وای از بعضی از ساکنان سرزمینت که با مهربانیت رشد کرده اند اما چه قدر دوست دارند تو را به استهزا بگیرند. توانمندیهایت را کوچک و دشمن را بزرگ جلوه دهند. نمیدانم گوش به کدام دهان دارند.
ایران من میسوزم وقتی تو را مسخره می کنند. وقتی برایت نسخه ی مرگ می پیچینند.
به خدا نمیفهمم چه می گویند. تو میفهمی سرزمین پاک مادریم؟
چه قدر جیغ میزنند حتی پیرمردها هم جیغ میزنند و تو را شماتت می کنند.
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 12:35 توسط زرین کوه
|
منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.