گفت: من راه رو برای پیشرفتش باز کردم. موقعیت خوبی داره ولی همچنان ریز بازی می کنه. ترسو هست قدرت تصمیم گیری نداره کلافه ام کرده.

گفتم: ایشون بهتر از این نمی تونه باشه. تو دلم گفتم بی خود راهش رو باز کردید و برای خودم سرودم:

هیچ دانی که چرا ره به سماواتم نیست

مشکل سقف ندارم پر پروازم نیست

تو ز برداشتن سقف حذر کن جانا

که به اغیار سر گفتن اسرارم نیست