آخن باخیا حسود
یه آخن باخیا داشتم یه برگ داشت وقتی عید تو گلدون کاشتم. دیگه برگ نداد تا هفته قبل واسه آزمایش سه تا لوبیا تو گلدونش کاشتم تا دو تاشون سر بلند کردند یادش افتاد باید برگ بده. برگ دومش رو می بینید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 19:48 توسط زرین کوه
|

منم زرین کوه عاشق زمین همان که همه عشق او فریاد شد و همه فریادش کتابی با عنوان "جادوی زمین". حال منجی زمین را فریاد می کند.